مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

632

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> فرموده است واگر شما اين سفارش مرا دربارهء على نگهدارى نكنيد وأو را پشتيبانى ويارى نكنيد ، در احكام خود اختلاف خواهيد كرد وكار دين شما بر شما آشفته مىشود وبدترين شما ، زمام كار شما را به دست مىگيرد . آگاه باشيد كه تنها خاندان من وارث كار منند كه كار أمت مرا بيان خواهند كرد . بار الها ! هركس كه سفارش مرا دربارهء آنان نگهدارى كند ، أو را با گروه من محشورش فرما واز رفاقت من آنچنان نصيبي عطايش فرما كه خير آخرت را دريابد . بار الها ! هركس دربارهء جانشينى من با خاندان من بدرفتارى كرد ، أو را از بهشتى كه پهنايش به وسعت آسمان‌ها وزمين است ، بىنصيب گردان . » عمر بن‌خطاب به خالد گفت : « ساكت باش اى خالد كه تو نه صلاحيت صلاح‌انديشى دارى ونه سخنت را كسى خوش دارد . » خالد گفت : « خودت خاموش باش اى پسر خطاب . به‌خدا قسم تو خود بهتر مىدانى كه از زبان ديگرى سخن مىگويى ودست به دامان ديگران زده‌اى . به خدا قسم كه قريش مىداند كه من از همه باشخصيت‌تر وپرادب‌تر وخوشنام‌ترم وبه خدا ورسولش از همه نيازمندترم ؛ ولى تو از لحاظ شخصيت از همه پست‌ترى وافراد فاميلت از همه كم‌تر واز همه بىنام ونشان‌تر ودر پيشگاه خداى عز وجل وپيغمبرش از همه كم‌تر وتو هستى كه در جنگ ترسويى ودر خشكسالى بخيل وپست‌فطرتى ودر ميان طايفهء قريش هيچ وسيلهء افتخارى ندارى . » راوي گويد : خالد كه عمر را خاموش ساخت ، برجاى خود نشست . سپس أبو ذر به پا خاست - خدايش رحمت كند - وپس از حمد وستايش خدا گفت : « اما بعد ، اى گروه مهاجران وأنصار ! شما خوب مىدانيد ونيكان شما هم مىدانند كه رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم فرمود ، كار خلافت پس از من تعلق به على دارد وسپس متعلق به حسن وحسين است . سپس در خاندان من كه از أولاد حسين باشند ، خواهد بود . ولى شما فرمايش پيغمبر خود را دور انداختيد وفرماني را كه به شما داده بود ، فراموش شده انگاشتيد وپيرو دنيا شديد ونعمت‌هاى باقي آخرت را كه أساس آن ويراني ندارد ونعمت آن را زوالى نيست واهلش را حزنى به دل راه ندارد وساكنين آن را مرگ گريبان نمىگيرد ، از دست داديد . آرى ! امت‌هايى كه پس از پيامبرانشان كافر شدند ، اين چنين بود كه تبديل وتغيير دادند وشما نيز با آنان گوش به گوش وپا به پا برابرى كرديد . به همين زودى گرانى كار وبار خود را احساس خواهيد كرد وخداوند به بندگانش هرگز ستم روا ندارد . راوي گفت ، سپس سلمان‌فارسى به‌پا خاست ( خدايش رحمت‌كند ) وگفت : « اى أبا بكر ! اگر قضاوتى براي تو پيش آيد ، كار خود را به پشتگرمى چه كسى انجام خواهى داد ؟ اگر از چيزى كه نمىدانى مورد سؤال شوى ، به كه پناه خواهى برد ؟ با اين‌كه در ميان مردم كسى هست كه از تو داناتر ونشانه‌هاى خوبى در أو بيشتر وستودگىهايش از تو فزون‌تر است ؛ خويشاونديش هم با رسول خدا نزديك‌تر وسابقهء زندگىاش با رسول خدا بيشتر است . رسول خدا ( دربارهء أو ) فرماني به شما داد كه فرمانش نبرديد وسفارشش را فراموش شده انگاشتيد . به همين زودى كار شما تصفيه مىشود . هنگامى كه به گورستان برويد ، با پشت‌هاى سنگين از بار گناه . آن‌گاه كه به گورت برند ، بر كردارى كه از پيش فرستاده‌اى ، وارد خواهى شد . اگر